گیلکی فارسی انگلیسی
سرتۊک گيله‌وا ... ...
سرتۊک سيا وا از تلاطم دریا جلوگیری می‌کند , تلاقی باد شمالی دریای کاسپین با باد کوهستان جنوب کاسپین که اگر سیا وا قوی‌تر شود , ...
سرتۊک خزري وا بادهای سرتۊک موجب تلاطم دریا می‌شود , تلاقی باد شمالی کاسپین و شمال‌شرقی , ...
سربسر انگولک , روی‌هم , سربه‌سر , مزاحمت , ...
سختي أمؤن احساس بی‌رغبتی کردن در اجرای کاری , دشوار شمردن , ...
سبزˇ ملخ آخوندک , ...
سان باد گرم زیان‌بخش مزاحم , بادسام هم گفته می‌شود , ...
سامان کۊدن انتخاب مقصد کردن , ...
زیر گؤلۊجه آویزۀ زرین یا مرصع که آویخته به سنجاقی است که دو سر روسری را زیر گلو به‌هم وصل می‌کند , ...
زۊرˇ سنگيني اسهال خونی , پیچش , ...
زکالˇ آب آب حاصل از ماست بریده یا شیر بریده , هم‌چنین آبی که بعد از شستن کشک یا پنیر و نظایر آن به‌دست آید که دور ریختنی است , ...
زک آهسته , جرم , لندلند , ...
زواله آفتاب نیمروز , گرمای شدید تابستانی , ...
زهئر اسهال , ...
زارˇ زیبيل اشیاء خرده ریز , ...
رۊ روايتي از روی روایت نه تحقیق و پژوهش , طوطی‌وار , ...
رشا سالار امیر امیران , بزرگترین امیر منطقه , ...
رأبه اثر لزجی که از راب بر زمین ظاهر می‌شود , هم‌چنین پیشروی باریکه‌هایی از مایع و سیال بر روی زمین و نیز کنایه از خزیدن بی سر و صدا به سوی هدف , ...
دۊرۊج آردی که خوب آسیاب نشده و یک‌دست نباشد , بافته‌ای که چپ و راست بافته شده و زبر و خشن باشد و جز آن , ...
دۊدي اؤتاغ اطاق مخصوص برای خشکانیدن شلتوک , ...