گیلکی فارسی انگلیسی
گاواره گهواره , ...
گاوˇ گۊساله فينگيلي 1- اۊستا بدواً سه مهره یا سنگ بزرگ , 11- اۊستا با صدای بلند فرمان می‌دهد «هر کس خۊ جا سر = هر کس به‌جای خود» و مخفی‌شدگان ظاهر شده به‌جای خود باقی می‌مانند , 12- اۊستا چشم محکوم را باز می‌کند تا ببیند در مورد کدام هم‌بازی درست تشخیص داده است , 13- آخرین نفر را که مقابل اۊستا قرار دارد اۊستا بار ديگر دو مهره را به مشت گرفته و از محکوم می‌پرسد: «گاو , 14- همان سؤال تکرار می‌شود , 2- اۊستا دور از چشم آنها دو مهره از سه مهره را به مشت گرفته مقابل چشم هر یک از بازیکنان قرار داده و می‌پرسد: «گاو , 4- پرسش و پاسخ ادامه می‌یابد تا یک‌نفر باقی مانده که بازنده است , 5- چشم بازنده با دستمال بسته می‌شود , 6- هم‌بازی‌ها باید در محوطه هر یک از دیگری خود را پنهان کنند , 7- اۊستا با صدای بلند می‌پرسد: «بیاید»؟ 8- مخفی شده‌ها هر یک از مخفیگاه خود با صدای بلند باید پاسخ دهند: «بیاید» , 9- اۊستا از محکوم می‌پرسد: «کي کؤيا ايسا»؟ = کی کجاست؟ 10- محکوم می‌باید بر اثر صدا محل نهان‌گاه را تشخیص داده و صاحب صدا را معرفی کند , او پیاده می‌شود و چنان‌چه نادرست باشد , اگر درست بود از صف خارج می‌شود و اگر نادرست بود در صف می‌ماند تا نوبت دیگر از او پرسش شود , اگر پاسخ درست باشد , اگر پاسخ درست بود , اۊستا با اشاره به یکی از اعضا صورت خود فی‌المثل بینی یا چانه یا گونه یا چشم هم‌صدا با بازیکنان می‌گوید: «اۊسۊل‌ لۊلۊلۊلۊ» محکوم می‌بایستی به قرینه دریابد اۊستا به کدام عضو اشاره دارد و همان عضو را در , اۊستا فرمان می‌دهد: «اي چۊم کۊر = یک چشم کور» و سوار می‌بایست یک چشم محکوم را با دست خود بپوشاند , باز اۊستا فرمان صادر می‌کند: «هر دۊ تا چۊم کۊر» و سوار چشم دیگر محکوم را با دست دیگر می‌پوشاند , تعداد بازیکنان کمتر از سه نفر نباید باشد که به‌وسیلۀ یک کارگردان با عنوان اۊستا اداره می‌شوند , در این هنگام بازیکنان دور اۊستا و آن دو حلقه زده , در مورد هر هم‌بازی که تشخیص نادرست بوده باشد می‌باید آن هم‌بازی را کول گرفته تا مقابل اۊستا بیاورد , سوار پیاده شده و اگر نادرست , فينگيلي؟» , فینگیلي» نامیده می‌شوند به بازیکنان که به صف ایستاده‌اند , فینگیلي»؟ 3- بازیکن جواب می‌دهد , متوسط و کوچک را که «گاو , محکومیت پایان می‌یابد والّا «اۊسۊل‌لۊلۊلۊ» ادامه می‌یابد , نشان می‌دهد , همین که تشخیص درست باشد , گۊساله , بازی گروهی , ...
گاوˇ گؤواله سرگین غلتان , ...
گاوˇ چۊلي چکاوک درشت , ...
گاوˇ دارۊ در طب خانگی مصرف دارد , هم‌چنین سنگ زهرۀ گاو: حجرالبقر در طب خانگی جهت چاق‌شدن به‌کار می‌رفت , گیاهی از تیرۀ پنیرک , ...
گاوˇ خالۊ گوجۀ ترش و سفت و درشت , ...
گان گاییدن , ...
گامي کرجی بزرگ باربری , ...
گاليپۊشي خانه خانه با پوشش گالي , ...
گالي نک: لي , گونه‌ای گیاه که برای پوشاندن بام خانه به‌کار می‌رود , ...
گالش هم‌چنین اسم مصدر از گالیدن , تیره‌ای از گیلکان کوه‌نشین که غالباً زندگی شبانی دارند , ...
گاستن نک: گان , ...
گازۊ دارندۀ دندان‌های نامرتب و پیش‌آمده , ...
گازگیفتن دندان گرفتن , ...
گازفۊرۊشان «گازˇ ره فۊشان» = شاباش برای دندان , جشنی که برای درآمدن اولین دندان کودک برپا می‌شود , ...
گازˇ خاله فاصلۀ دو ردیف دندان , چاک دهان , ...
گاز اشکره کۊدن دندان‌قروچه کردن , ...
گاز اشکره دندان‌قروچه , ...
گاز دندان , ...
گاره گهواره , ...