گیلکی فارسی انگلیسی
رۊ روايتي از روی روایت نه تحقیق و پژوهش , طوطی‌وار , ...
رشا سالار امیر امیران , بزرگترین امیر منطقه , ...
رأبه اثر لزجی که از راب بر زمین ظاهر می‌شود , هم‌چنین پیشروی باریکه‌هایی از مایع و سیال بر روی زمین و نیز کنایه از خزیدن بی سر و صدا به سوی هدف , ...
دۊدي اؤتاغ اطاق مخصوص برای خشکانیدن شلتوک , ...
دۊده اعوان و انصار شاه یارشا سالار , معاریف پایین‌تر از جگنه , ...
دۊ کۊن شل از هر دو پا لنگ , شل از هر دو پا , ...
دکٚدنده استخوان سینه , ...
دپرکستن از خواب پریدن , ...
دپرکانئن از خواب پراندن , ...
دپاشانئن افشاندن , پاشاندن , ...
دٚرٚس کۊدن ایست کردن آب در فرورفتگی‌های مسیر خود , ...
دٚرٚس ایست آب در گودال‌های مسیر خود یا در خلیجک‌های کناره های رود , ...
ديوˇ أنجيل انجيری که مصرفش اختلال حواس می‌آورد. نام علمی: Ficus carica , ...
دلّه خاش استخوان دندۀ ماهی , ...
دستˇ بده داشتن اهل انفاق بودن , ...
دامادسري از منسوبان یا مدعوین داماد , ...
داغ اثری که از سوختگی بر پوست باقی ماند , داغ تن بزهکار که در گذشته معمول بود , داغ مصیبت و هجران , داغ نشانه‌گذاری بر حیوانات با فلز گداخته گذاشته می‌شد , نشانه‌ای از بالا آمدن آب که پس از فروکش کردن بر ساحل باقی می‌ماند , ...
دؤچۊکˇ وينجي اشاره به مزاحمی که ول کن نیست , ...
خمس انگور جوش‌داده در دوشاب , شیرۀ انگور , ...
خرشه اولین شیر گاو و یا گوسفند پس از زایمان , ...