گیلکی فارسی انگلیسی
یاد گیفتن آموختن , فرا گرفتن , یادگرفتن , ...
یاد أوردن یادآوردن , ...
یاد خاطر , یاد , ...
یابسه خشک باشد , زمینی که آب به آن نرسد , نتوان مشروبش کرد , ...
یؤدي یهودی , ...
یأواش نک: یاواش , ...
گیژبد توکای باغی , پرنده , ...
گیچه وجین نخست , ...
گیل‌گيلي غلت , ...
گیلک گیل , ...
گیله‌مرد مرد دهقان , ...
گیلانشاه جثه 48 سانتیمتر , حوزۀ زیست زمین‌های گلی ساحلی , روی سر یک نوار قهوه‌ای به رنگ تند , زیر شکم و دم سفید , محل زیست مرداب و کنار باتلاق‌هایی که دارای علف‌های کوتاه هستند , مرغی است خاکستری روشن با خال‌های قهوه‌ای , مرغی است مهاجر که در پاییز و زمستان در افریقا دیده می‌شود , نام علمی: Numenius arquat “L” , نسبتاً چابک با نوک دراز , نوع ابرو سفید , پروازش با بال‌زدن‌های موزون , گیلانشاه منقاری کوتاه‌تر از منقار خمیده گونۀ بالا دارد , پرنده , ...
گیلار بچه‌دوست و مهاجر است , تنبل یا چالاک حتی‌الامکان از پرواز خودداری می‌کند , خروج اواخر اسفند , دم مشکی , رنگ پر گردن و سرش قرمز آجری , روی بال‌ها خاکستری , زیر بال‌ها سفید , زیر سینه خاکستری روشن , زیر شکم خاکستری روشن , فصل مهاجرت اوایل آذرماه , قسمت جلوی سینه مشکی , مرغی است آبی که در کنار آب‌های راکد و آب‌های کم‌عمق ساحلی زیست می‌کند , منقار نوک‌تیز , نام علمی: Athya fernia در کتاب پرندگان ایران Anas Penelope معرفی شده است , چشم قهوه‌ای روشن (خرمایی) اندازۀ جثه 48 سانتیمتر , پرنده‌ای آبی ساحل‌پسند , ...
گیفتن به‌دست آوردن , پایۀ مضارع: gir , گرفتن , ...
گیس گیسو , ...
گیزگیز خروس کولی که پرنده‌ای است زیبا , پرنده , ...
گۊنگ تنبوشه سفالین , ...
گۊمگۊمه بگومگوی نامفهوم , گفتگوی نامفهوم دو یا چند نفر , ...
گۊلگۊلˇ چارشنبه چهارشنبه‌سوری , ...
گۊلپر نک: گؤلپر , ...