گیلکی فارسی انگلیسی
گاجمي قایق اتاقک‌دار , ...
گاجمه اتاقک , محل تک‌اتاقه , کاچمه هم گفته می شود , ...
گئچۊ یوغ , ...
گئچه وجین نخست , ...
گئشه‌بر نمایندۀ داماد برای هدایت عروس به خانۀ داماد (خانۀ تازه) , ...
گئشه عروسک , ...
گئسه گیسوی بافته‌شده , ...
گؤگله کۊدن قال و مقال کردن , حرف تو حرف آوردن , ...
گؤگله قال و مقال , حرف تو حرف , ...
گؤنبز گنبد , ...
گؤمار خارستانی از خارهای رونده و دندانه‌دار , ...
گؤله golə کوزۀ حجامت , ...
گؤلبند پیشه‌وری که کارش دسته‌کردن تارهای ابریشم است , ...
گؤلˇ پر از ساقۀ نوع دوسالۀ این گیاه «ترشي گؤله پر» تهیه می‌شود , دارای برگ‌های پهن و گل زرد کم‌رنگ , محصولش به‌شکل فلس نازک زردوش است که در وسط آن دانه‌هایی قرار دارد که آن را کوبیده و چاشنی بعضی تنقلات می‌کنند فی‌المثل بر دانه‌های انار یا باقلای پخته می‌پاشند که خوشبو شوند , در گیلان «کۊله پر» هم خوانده می شود. نام علمی: Heracleum gummiferum با نام Heracleum persicum هم شناخته می‌شود , گیاهی است از تیرۀ چتریان دارای گونه‌های مختلف پایا و دوساله که در نواحی معتدل از جمله گیلان می‌روید , ...
گؤزکا وزغ , ...
گؤزه دکمۀ مقعد , ...
گؤزشت اغماض , چشم‌پوشی , گذشت , ...
گؤره صدای گاو , غرش , نعره , ...
گؤرش آروغ , غرش , ...
گؤررˈگؤر دسته‌دسته , پشت‌سرهم , گروه‌گروه , ...